غزل شمارهٔ 18
شاعر: بیدل دهلوی
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قافیہ: نفکندهانداینجا
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1نه طرح باغ و نه گلشن فکندهاند اینجا
11
نه طرح باغ و نه گلشن فکندهاند اینجا
در آب آینه روغن فکندهاند اینجا
22
غبار قافلهٔ عبرتی که پیدا نیست
همه به دیدهٔ روشن فکندهاند اینجا
33
رسیده گیر به معراج امتیاز چو شمع
همان سری که ز گردن فکندهاند اینجا
44
جنون مکن که دلیران عرصهٔ تحقیق
سپر ز خجلت جوشن فکندهاند اینجا
55
یکیست حاصل و آفت به مزرعی که شبی
ز دانه مور به خرمن فکندهاند اینجا
66
به صید خواهش دنیای دون دلیر متاز
هزار مرد ز یک زن فکندهاند اینجا
77
سر فسانه سلامت که خوابناکی چند
غبار وادی ایمن فکندهاند اینجا
88
نهفته است تلاش محیط موج گوهر
یه روی آبله دامن فکندهاند اینجا
99
رموز دل نشود فاش بیچراغ یقین
نظر به خانه ز روزن فکندهاند اینجا
1010
مقیم زاویهٔ اتفاق تسلیمم
بساط عافیت من فکندهاند اینجا
1111
چو شمع گردن دعوی چسان کشم بیدل
سرم به دوش فکندن فکندهاند اینجا

