Toggle stanza 1
هرچه از مدت هست و بود است
1

هرچه از مدت هست و بود است

دیرها پیش خرام زود است

2

نفی ات اثبات حقیقت دارد

خاک گشتن همه جا موجود است

3

اگر از بندگی آگاه شوی

هر طرف سجده کنی ، معبود است

4

چشم شبنم همه اشک است اینجا

بوی این ‌گلشن عبرت دود است

5

رنگ این باغ شکستی دارد

برگ گل دامن چین‌آلود است

6

خود فروشی اگرت مطلب نیست

به شکست آینه دادن جود است

7

بی‌تکلف به هوس باید سوخت

چوب تعلیم محبت‌ عود است

8

سرخط حسن‌ که دارد امروز

لوح آیینه بهاراندود است

9

آنکه آن سوی جهاتش خوانی

تا تو محو جهتی محدود است

10

بیدل از ظاهر و مظهر بگذر

جلوه‌ تا آینه‌ نامشهود است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور