غزل شمارهٔ 133

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 15

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
شدی پیر و همان در بند غفلت می‌کنی جان را
1
شدی پیر و همان در بند غفلت می‌کنی جان را
به پشت خم کشی تا کی چو گردون بار امکان را
2
ریاضت غره دارد زاهدان را لیک ازین غافل
که از خود گر تهی گشتند پر کردند همیان را
3
بود ساز تجرد لازم قطع تعلق‌ها
برش رد به عرض بی‌نیامی تیغ عریان را
4
مروت‌ گر دلیل همت اهل کرم باشد
چرا بر خاک ریزد آبروی ابر نیسان را
5
جهان از شور دلها خانهٔ زنجیر خواهد شد
میفشان بی‌تکلف دامن زلف پریشان را
6
به ذوق کامرانی‌های عیش‌آباد رسوایی
ز شادی لب نمی‌آید به هم چاک گریبان را
7
دل از سطر نفس یک‌سر پیام شبهه می‌خواند
دبیر ناز بر مکتوب ما ننوشت عنوان را
8
مروت‌کیشی الفت‌، وفامشتاق بود اما 
غرور حسن رنگ ما تصور کرد پیمان را
9
به مضراب سبب آهنگ اسرارم نمی‌بالد
پریدن‌های چشمم بال نگرفته‌است مژگان را
10
به جزتسلیم‌، ساز جرأت دیگر نمی‌بینم
خمیدن می‌کشد بیدل کمان ناتوانان را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گه از می تلخ می‌کن آن دو لعل شکرافشان را

که تا هر کس به گستاخی نبیند آن گلستان را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4

برو، ای باد و پیش دیگران ده جلوه بستان را

مرا بگذار تا می‌بینم آن سرو خرامان را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 65

رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را

فروبُرّید ساعدها برای خوب کنعان را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 58

نظر کن در ترازو داری آن خورشید تابان را

اگر در پله میزان ندیدی ماه کنعان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 400

به هم پیچد خط مشکین بساط حسن خوبان را

غبار خط لب بام است این خورشید تابان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 401

ز باران جمع گردد خاطر آشفته مستان را

رگ ابری کند شیرازه این جمع پریشان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 402

ز روی لاله گون متراش خط عنبرافشان را

مکن زنهار بی شیرازه دلهای پریشان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 403

مکن کوتاه در ایام خط زلف پریشان را

که باشد ناگزیر از مد بسم الله دیوان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 404

چه داند آن ستمگر قدر دل های پریشان را؟

که سازد طفل بازیگوش کاغذباد قرآن را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 405

مسخر کرد خط عنبرین رخسار جانان را

پری آورد در زیر نگین ملک سلیمان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 406

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور