غزل شمارهٔ 1892
Toggle stanza 1ما سجدهٔ حضوریم محو جناب مطلق
11
ما سجدهٔ حضوریم محو جناب مطلق
گمگشته همچو نوریم در آفتاب مطلق
22
در عالم تجرد یارب چه وانماییم
او صد جمال جاوید ما یک نقاب مطلق
33
ای خلق پوچ هیچید بر وهم و ظن مپیچید
کافیست بر دو عالم این یک جواب مطلق
44
کم نیستگر به نامی از ما رسد پیامی
شخص عدم چه دارد بیش ار خطاب مطلق
55
اوراق اعتبارات چندان که سیر کردیم
در نسخهٔ مقٌید بود انتخاب مطلق
66
خواهی برآسمان بین خواهی به خاک بنشین
زیر و زبر جز این نیست وقفکتاب مطلق
77
افسانههای هستی در خلوت عدم ماند
کس وا نکرد مژگان از بند خواب مطلق
88
شاید به برق عشقی از وهم پاکگردیم
این نقش سنگ نتوان شستن به آب مطلق
99
تقریربیش و کم چند چشمیگشا وبنگر
جز صفر بر نیاید هیچ از حساب مطلق
1010
هر چند وارسیدیم زین انجمن ندیدیم
با یک جهان عمارت غیر از خراب مطلق
1111
بیدل به رنگگوهر زین بحر بر نیاید
آب مقید ما غیر از شراب مطلق
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

