غزل شمارهٔ 356
Toggle stanza 1ای چیده نقش پای تو دکان آفتاب
11
ای چیده نقش پای تو دکان آفتاب
در سایهٔ تو ریخته سامان آفتاب
22
از طلعت نقاب طلسم بهار صبح
در جلوهٔ تو آینهها کان آفتاب
33
سروقدتومصرع موزونی چمن
زلفکج تو خط پریشان آفتاب
44
در مکتبیکه دفتر حسنت رقم زند
یک نقطه است مطلع دیوان آفتاب
55
هر دیده نیست قابل برق تجلیت
تیغآزماست پیکر عریان آفتاب
66
خلق کریم آینهٔ دستگاه اوست
پرتو بس است وسعت دامان آفتاب
77
شبنم صفت زخویش برآتا نظرکنی
وضع جهان به دیدهٔ حیران آفتاب
88
هر صبح چاک پیرهنی تازه میکند
یارب به دستکیستگریبان آفتاب
99
غفلت به چشم صافدلان نورآگهی است
نظاره است لمعهٔ مژگان آفتاب
1010
هر ذره درد ازکف خاک فسردهام
مشق تحیری ز دبستان آفتاب
1111
بیدل زحسن نوخط اوداغ حیرتم
کانجاست دست سایه به دامان آفتاب
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

