غزل شمارهٔ 207
شاعر: بیدل دهلوی
Toggle stanza 1ای همه آیات قدرت ظاهر از شان شما
ای همه آیات قدرت ظاهر از شان شما
کارهای مشکل آفاق آسان شما
هر سری را کز رعونت گردن افرازد به چرخ
موکشان آرد قضا در راه جولان شما
سینهٔ حاسد که درهم میفشارد تنگیاش
جای دل خالی نماید بهر پیکان شما
ساقی تقدیر مشتاق است کز خون هدر
پرکند پیمانهٔ اعدا به دوران شما
غیرت حق برنتابد جز شکست از گردنش
هرکه برتابد سر از تسلیم فرمان شما
شوق وصلت بعد مرگ از دل برون کی میرود
گرد میگردیم و میگیریم دامان شما
چون سحر وا کرده بر آفاق بال اقتدار
شور عالمگیری از فتح نمایان شما
هر گلی کز نوبهار کام دل آید به عرض
باغبانش خرمن آراید به دوران شما
خاطر از هرگونه مطلب جمع باید داشتن
نیست غافل فضل حق از شغل سامان شما
چون نباشد فضل یزدان مایل امداد غیب
بیدل است آخر دعاگوی و ثناخوان شما
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما
آبِروی خوبی از چاه زَنَخدان شما
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 12
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 57
ای جگرها داغدار شوق پیکان شما
چاکهای دل نیام تیغ مژگان شما
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 205
شور صد صحرا جنونگرد نمکدان شما
ای قیامت صبحخیز لعل خندان شما
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 206
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

