غزل شمارهٔ 2463
شاعر: بیدل دهلوی
Toggle stanza 1گر به این واماندگی مطلق عنان خواهم شدن
11
گر به این واماندگی مطلق عنان خواهم شدن
گام اول در رهت سنگ نشان خواهم شدن
22
جبههٔ من درکمین سجدهای فرسوده است
عالمی را قبلهامگر آستان خواهم شدن
33
اینقدر کز خود به فکر جستجویت رفتهام
گر نگردم بینشان عنقا نشان خواهم شدن
44
خاکساری نیست آن تخمیکه پا مالشکنند
با زمینی گر بسازم آسمان خواهم شدن
55
غیر جیب بیخودی خلوتگه آرام نیست
در شکست رنگ چون آتش نهان خواهم شدن
66
اشک مجنونم تسلی در مزاجم تهمتیست
از چکیدن گر فرو ماندم روان خواهم شدن
77
آتش یاقوت من خاموش روشنکردهاند
از تکلف تا کجا صاحب زمان خواهم شدن
88
با چنین ضعفیکه سازش جزشکست رنگ نیست
گر به گردون هم برآیم کهکشان خواهم شدن
99
خشک بردارید ازین دریاگلیم ابر من
یک عرق گر نم کشم صد دل گران خواهم شدن
1010
با همه افسردگی بیدل چو آواز جرس
گر روم از خود دلیل کاروان خواهم شدن
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

