Toggle stanza 1
غافل شدیم وگشت خروش هوس بلند
1

غافل شدیم وگشت خروش هوس بلند

افسون خواب کرد غرور نفس بلند

2

یکسر به زیر چرخ‌، پر و بال ریختیم

پرواز کس نجست ز بام قفس بلند

3

از حرف و صوت راه قیامت‌گرفت خلق

منزل شد اینقدر ز فسون جرس بلند

4

سهل است دستگاه غرور سبکسران

آتش نگردد آن همه از خار و خس بلند

5

وحشت نواست شهرت اقبال ناکسان

بی‌پر زدن نگشت طنین مگس بلند

6

همّت در این جونکده زنجیر پای ماست

یارب مباد اینهمه دامان کس بلند

7

دردا که در قلمرو طاقت نیافتیم

یک ناله چون تغافل فریادرس بلند

8

دست تلاش خاک به ‌گردون نمی‌رسد

پر نارساست دانش و تحقیق بس بلند

9

بیدل اگر جنون نکند هرزه‌ تازیت

گرد دگر نمی‌شود از پیش و پس بلند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور