غزل شمارهٔ 1459
Toggle stanza 1غافل شدیم وگشت خروش هوس بلند
11
غافل شدیم وگشت خروش هوس بلند
افسون خواب کرد غرور نفس بلند
22
یکسر به زیر چرخ، پر و بال ریختیم
پرواز کس نجست ز بام قفس بلند
33
از حرف و صوت راه قیامتگرفت خلق
منزل شد اینقدر ز فسون جرس بلند
44
سهل است دستگاه غرور سبکسران
آتش نگردد آن همه از خار و خس بلند
55
وحشت نواست شهرت اقبال ناکسان
بیپر زدن نگشت طنین مگس بلند
66
همّت در این جونکده زنجیر پای ماست
یارب مباد اینهمه دامان کس بلند
77
دردا که در قلمرو طاقت نیافتیم
یک ناله چون تغافل فریادرس بلند
88
دست تلاش خاک به گردون نمیرسد
پر نارساست دانش و تحقیق بس بلند
99
بیدل اگر جنون نکند هرزه تازیت
گرد دگر نمیشود از پیش و پس بلند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

