غزل شمارهٔ 2078
شاعر: بیدل دهلوی
Toggle stanza 1گر لبی را به هوس نالهکمین میکردم
11
گر لبی را به هوس نالهکمین میکردم
صدکمند از نفس سوخته چین میکردم
22
دل اگر غنچه صفت بوی نشاطی میداشت
صد تبسم ز لب چین جبین میکردم
33
گر خیال چمنت رخصت شوقم میداد
بی نگه سیر پریخانهٔ چین میکردم
44
اینقدر خنده کز افسون هوس رفت به باد
صبح میگشت اگر آه جزاین میکردم
55
خانمان پا به رکاب هوس سوختنست
کو شراری که منش خانهٔ زین می کردم
66
گر به محرومی تمثال نمیسوخت نفس
خانهٔ آینه زنگار نشین میکردم
77
با سجود درت امروز سر و کارم نیست
مشت خاکم به عدم نیز همین میکردم
88
شغل نظمم درد از خاک شدن بخیه راز
که من سوخته فکر چه زمین میکردم
99
از دل سوخته خاکستر یأسی ندمید
تا کبابی که ندارم نمکین میکردم
1010
عشق نقشی ندمانید ز داغم بیدل
تا جهان را پر طاووس نگین میکردم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

