بخش 30 - در چار چیز که کم بقا دارد
Toggle stanza 1چار چیز ای خواجه کم دارد بقا
11
چار چیز ای خواجه کم دارد بقا
گوش دار ای مؤمن نیکولقا
22
جور سلطان را بقا کمتر بود
پس عتاب دوستان خوشتر بود
33
دیگر آن مِهری که باشد از زنان
بیبقا چون صحبت ناجنس دان
44
با رعیت چون کند سلطان ستم
مر ورا باشد بقا در مُلک کم
55
گر تو را از دوستان آید عتاب
کم بقا دارد چو خط بر روی آب
66
گرچه باشد زن زمانی مهربان
چون کم آید بهره بگشاید زبان
77
چون به ناجنسان نشیند آدمی
کمترک بیند از ایشان همدمی
88
زاغ چون فارغ ز بوی گل شود
نفرتش از صحبت بلبل شود
99
صحبت ناجنس جانکاهی بود
جمله را زین حال آگاهی بود
1010
چون تو را ناجنس آید در نظر
ای پسر چون باد از وی درگذر
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

