بخش 29 - در بیان چار چیز که چار چیزِ دیگر را می‬‌زاید

Toggle stanza 1
ای پسر هر کس که دارد چار چیز
1

ای پسر هر کس که دارد چار چیز

چارِ دیگر هم شود موجود نیز

2

عاقبت رسوایی آید از لجاج

خشم را نکند پشیمانی علاج

3

بی‌گمان از کبر خیزد دشمنی

حاصل آید خواری از کاهل‌تنی

4

چون لجوجی در میان پیدا شود

بنده از شومی او رسوا شود

5

خشم خود را چونکه راند جاهلی

جز پشیمانیش نبود حاصلی

6

هرکه کرد از کبر بالا گردنش

دوستان گردند آخر دشمنش

7

کاهلی را هرکه سازد پیشه‌ای

آید از خواری به پایش تیشه‌ای

8

خشم خود را گر فرو نخورد کسی

عاقبت بیند پشیمانی بسی

9

هرکه او از تنبلی باشد بلید

بر قفایش شاید ار سیلی رسید

10

هرکه او افتاده‌ای تن‌پرورست

نیست انسان کمتر از گاو و خرست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور