بخش 29 - در بیان چار چیز که چار چیزِ دیگر را میزاید
Toggle stanza 1ای پسر هر کس که دارد چار چیز
11
ای پسر هر کس که دارد چار چیز
چارِ دیگر هم شود موجود نیز
22
عاقبت رسوایی آید از لجاج
خشم را نکند پشیمانی علاج
33
بیگمان از کبر خیزد دشمنی
حاصل آید خواری از کاهلتنی
44
چون لجوجی در میان پیدا شود
بنده از شومی او رسوا شود
55
خشم خود را چونکه راند جاهلی
جز پشیمانیش نبود حاصلی
66
هرکه کرد از کبر بالا گردنش
دوستان گردند آخر دشمنش
77
کاهلی را هرکه سازد پیشهای
آید از خواری به پایش تیشهای
88
خشم خود را گر فرو نخورد کسی
عاقبت بیند پشیمانی بسی
99
هرکه او از تنبلی باشد بلید
بر قفایش شاید ار سیلی رسید
1010
هرکه او افتادهای تنپرورست
نیست انسان کمتر از گاو و خرست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

