بخش 6 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1بود مردی از عرب در کار خام
11
بود مردی از عرب در کار خام
خوش به پنج انگشت میخوردی طعام
22
سائلی گفتش که ای بر بینوا
هین مرا آگاه گردان تا چرا
33
تو به پنج انگشت خوردی این طعام
گفت زان کانگشت شش نیست ای غلام
44
گر بجای پنج شش بودی مرا
هر شش من بارکش بودی مرا
55
گر هزاران دیده داری ای غلام
آن نظر را باید آن جمله مدام
66
گر شود هردو جهان زیر و زبر
بس بود هر دو جهان را آن نظر
77
گر شود هر دو جهان در خاک پست
تا ابد این خاکیان را کار هست
88
خاک را چون کار با پاک اوفتاد
پیش آدم عرش در خاک اوفتاد
آڈیو
اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

