بخش 6 - فی التمثیل
Toggle stanza 1بامدادی شهریار شاد کام
11
بامدادی شهریار شاد کام
داد بهلول ستمکش را طعام
22
او بسگ داد آن همه تا سگ بخورد
آن یکی گفتش که هرگز این که کرد
33
از چنین شاهی نداری آگهی
چون طعام او سگان را میدهی
44
این چنین بی حرمتی کردن خطاست
کار بی حرمت نیاید هیچ راست
55
گفت بهلولش خموش ای جمله پوست
گر بدانندی سگان کاین آن اوست
66
سر بسوی او نبردندی بسنگ
یعلم اللّه گر بخوردندی ز ننگ
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

