Toggle stanza 1
تا نفس بود ز سِرِّ جان نتوان گفت
1

تا نفس بود ز سِرِّ جان نتوان گفت

در پیدایی راز نهان نتوان گفت

2

هر ناکامی که هست چون مرد کشید

کامی بدهندش که از آن نتوان گفت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور