شمارهٔ 26
Toggle stanza 1از بس که بخورد خون من بیدادی
11
از بس که بخورد خون من بیدادی
بیمار شدم نکرد از من یادی
22
آنگاه به دست من چه بودی بادی
گر خون دلم بر جگرش افتادی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
از شادی تو پر است شهر و وادی
از روی زمین و آسمان را شادی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1673
ای شادی راز تو هزاران شادی
وز تو به خرابات هزار آبادی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1744
سرسبزی باغ و گلشن و شمشادی
رقاص کن دلی و اصل شادی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1893
شادی شادی و ای حریفان شادی
زان سوسن آزاد هزار آزادی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1896
مانندهٔ گل ز اصل خندان زادی
وز طالع و بخت خویش شادی شادی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1949
یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی
شاگردِ که بودی که چنین استادی؟
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1992
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

