Toggle stanza 1
جانی که به راه رهنمون دارد رای
1

جانی که به راه رهنمون دارد رای

وز حسرت خود میان خون دارد جای

2

عقلی که شود به جرعهای درد از دست

در معرفت خدای چون دارد پای

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

قسّام بهشت و دوزخ آن عقده‌گشای

ما را نگذارد که درآییم ز پای

حافظرباعیاترباعی شمارهٔ 40

در کارگه کوزه‌گری کردم رای

بر پلهٔ چرخ دیدم استاد به‌پای

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)ذرات گردنده [73-57]رباعی 71

در کارگه کوزه‌گری کردم رای

در پایهٔ چرخ، دیدم استاد به پای

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 171

مه دوش به بالین تو آمد به سرای

گفتم که ز غیرتش بکوبم سر و پای

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1967

گیرم که به فتوای خردمندی و رای

از دایرهٔ عقل برون ننهم پای

سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 132

جایی که نمودی آن رخ روح‌افزای

بنمای دلی را که نبردی از جای

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 378

با خصم تو از پی تو ای دهر آرای

مهرافزایم گرچه بود کین‌افزای

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 379

در عشق تو ای شکر لب روح افزای

نالان چو کمانچه‌ام خروشان چون نای

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 380

خود را چو عطا دهی فراوان مستای

وز منع کسی نیز مرو نیک از جای

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 381

ای لطف تو دستگیر هر بی‌سر و پای

احسان تو پایمرد هر شاه و گدای

عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 136

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور