Toggle stanza 1
در کارگه کوزه‌گری کردم رای
1

در کارگه کوزه‌گری کردم رای

بر پلهٔ چرخ دیدم استاد به‌پای

2

می‌کرد دلیر کوزه را دسته و سر

از کَلّهٔ پادشاه و از دست گدای!

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

قسّام بهشت و دوزخ آن عقده‌گشای

ما را نگذارد که درآییم ز پای

حافظرباعیاترباعی شمارهٔ 40

مه دوش به بالین تو آمد به سرای

گفتم که ز غیرتش بکوبم سر و پای

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1967

گیرم که به فتوای خردمندی و رای

از دایرهٔ عقل برون ننهم پای

سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 132

جایی که نمودی آن رخ روح‌افزای

بنمای دلی را که نبردی از جای

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 378

با خصم تو از پی تو ای دهر آرای

مهرافزایم گرچه بود کین‌افزای

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 379

در عشق تو ای شکر لب روح افزای

نالان چو کمانچه‌ام خروشان چون نای

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 380

خود را چو عطا دهی فراوان مستای

وز منع کسی نیز مرو نیک از جای

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 381

ای لطف تو دستگیر هر بی‌سر و پای

احسان تو پایمرد هر شاه و گدای

عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 136

عشقی نبود چو عشق لولی و گدای

افگنده کلاه از سر و نعلین از پای

عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 138

عیشی نبود چو عیش لولی و گدای

او را نه خرد، نه ننگ و نه خانه، نه جای

عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 139

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور