شمارهٔ 71
Toggle stanza 1تا چند درین مقام بیدادگران
تا چند درین مقام بیدادگران
روزی به شبی شبی به روزی گذران
هین کاسهٔ می! که عمر در بیخبری
از کیسهٔ ما میرود ای بیخبران!
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای خاک رهت سرمه روشن بصران
سوی تو روان به دیده صاحبنظران
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 14
ای دیده حقیقت جهان گذران
سوی تو به دیده ره سپر دیده وران
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 15
برخیز و مخور غمِ جهانِ گُذران
خوش باش و دمی به شادمانی گذران
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 124
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 138
ای جمله جهان بروی خوبت نگران
جان مردان ز عشق تو جامه دران
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1399
ای رفته ز یاران تو به یک گوشه کران
فریاد تو از خوی بد و بار گران
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1408
یاران به سماع نای و نی جامهدران
ما، دیده به جایی متحیر نگران
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 115
اکنون که ز دونی ای جهان گذران
استام ز زر همی زنی بهر خران
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 303
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

