خصومت دو مرقع پوش
Toggle stanza 1در خصومت آمدند و در جفا
11
در خصومت آمدند و در جفا
دو مرقع پوش در دار القضا
22
قاضی ایشان را به کنجی برد باز
گفت صوفی خوش نباشد جنگساز
33
جامهٔ تسلیم در بر کردهاید
این خصومت از چه در سر کردهاید
44
گر شما هستید اهل جنگ و کین
این لباس از سر براندازید هین
55
ور شما این جامه را اهل آمدید
در خصومت از سر جهل آمدید
66
من که قاضیام نه مرد معنوی
زین مرقع شرم میدارم قوی
77
هر دو را بر فرق مقنع داشتن
به بود زین سان مرقع داشتن
88
چون تو نه مردی نه زن در کار عشق
کی توانی کرد حل اسرار عشق
99
گر به سر راه عشقی مبتلا
برفکن برگستوانی از بلا
1010
گر بدعوی عزم این میدان کنی
سر دهی بر باد و ترک جان کنی
1111
سر به دعوی بیش ازین مفراز تو
تا به رسوایی نمانی باز تو

