به کعبه رفتن رابعه
Toggle stanza 1رابعه در راه کعبه هفت سال
11
رابعه در راه کعبه هفت سال
گشت بر پهلو زهی تاج الرجال
22
چون به نزدیک حرم آمد به کام
گفت آخر یافتم حجی تمام
33
قصد کعبه کرد روز حج گزار
شد همی عذر زنانش آشکار
44
بازگشت از راه و گفت ای ذوالجلال
راه پیمودم به پهلو هفت سال
55
چون بدیدم روز بازاری چنین
اوفکندی در رهم خاری چنین
66
یا مرا در خانهٔ من ده قرار
یا نه اندر خانهٔ خویشم گذار
77
تا نباشد عاشقی چون رابعه
کی شناسد قدر صاحب واقعه
88
تا تو میگردی درین بحر فضول
موج برمیخیزد از رد و قبول
99
گه ز پیش کعبه بازت میدهند
گه درون دیر رازت میدهند
1010
گر ازین گرداب سر بیرون کنی
هر نفس جمعیتی افزون کنی
1111
ور درین گرداب مانی مبتلا
سر بسی گردد ترا چون آسیا
1212
بوی جمعیت نیابی یک نفس
میبشولد وقت تو از یک مگس

