گفتار نظام الملک در حال نزع

Toggle stanza 1
چون نظام الملک در نزع اوفتاد
1

چون نظام الملک در نزع اوفتاد

گفت الهی می‌روم در دست باد

2

خالقا، یا رب ، به حق آنک من

هرکرا دیدم که گفت از تو سخن

3

در همه نوعی خریدارش شدم

یاری او کردم و یارش شدم

4

بر خریداری تو آموختم

هرگزت روزی به کس نفروختم

5

چون خریداری تو کردم بسی

هرگزت نفروختم چون هر کسی

6

دردم آخر خریداریم کن

یار بی‌یاران توی، یاریم کن

7

یا رب آن دم یاریم ده یک نفس

کان دمم جز تو نخواهد بود کس

8

دیده پر خون دوستان پاک من

چون بیفشاند دست از خاک من

9

تو بده دستی در آن ساعت درست

تا بگیرم دامن فضل تو چست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور