Toggle stanza 1
پدر گفتش درین شوریده زندان
1

پدر گفتش درین شوریده زندان

بطاعت می‌توان شد از بلندان

2

اگر خواهی بلندی بر پَر از چاه

که آن از طاعتی یابی نه ازجاه

3

پیمبر گفت: آخر وصف مستور

که آن از مغز صدیقان بود دور

4

بلاشک حب جاه و حب مالست

ترا این جاه جستن پس وبالست

5

اگرچه در ره حق خاص خاصی

شوی گر جاه یابی مرد عاصی

6

چنان از تو برآرد جاه دودی

که نبود از تدارک هیچ سودی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور