Toggle stanza 1
چنین گفته‌ست آن پاکیزه گوهر
1

چنین گفته‌ست آن پاکیزه گوهر

که دینی دوست از سگ هست کمتر

2

چو مرداریست این دنیای غدّار

سگان هنگامه کرده گردِ مردار

3

چو سگ زان سیر شد بگذارد آنرا

که تا یک سگ دگر بردارد آنرا

4

ذخیره نهد او از هیچ روئی

نیندیشد ز فردا نیز موئی

5

ولی هر کس که دنیاجوی باشد

همیشه در طلب چون گوی باشد

6

چو گوئی می‌دود دایم ز عادت

که تا یک دم کند دنیا زیادت

7

اُمید عمر یک روزش نه وانگاه

غم صد ساله بر جانش بیک راه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور