غزل شمارهٔ 623
Toggle stanza 1ما ره ز قبله سوی خرابات میکنیم
11
ما ره ز قبله سوی خرابات میکنیم
پس در قمارخانه مناجات میکنیم
22
گاهی ز درد درد هیاهوی میزنیم
گاهی ز صاف میکده هیهات میکنیم
33
چون یک نفس به صومعه هشیار نیستیم
مست و خراب کار خرابات میکنیم
44
پیرا بیا ببین که جوانان رند را
از بهر دردیی چه مراعات میکنیم
55
طاماتیان ز دردی ما توبه میکنند
ما بینفاق توبه ز طامات میکنیم
66
نه لاف پاکبازی و مردی همی زنیم
نه دعوی مقام و مقامات میکنیم
77
ما را کجاست کشف و کرامات کین همه
بر آرزوی کشف و کرامات میکنیم
88
دردی کشیم و تا به نباشیم مرد دین
بر اهل دین به کفر مباهات میکنیم
99
گو بد کنید در حق ما خلق زانکه ما
با کس نه داوری نه مکافات میکنیم
1010
ای ساقی اهل درد درین حلقه حاضرند
میده که کار می به مهمات میکنیم
1111
سلطان یک سوارهٔ نطع دو رنگ را
بی یک پیاده بر رخ تو مات میکنیم
1212
ما شبروان بادیهٔ کعبهٔ دلیم
با شاهدان روح ملاقات میکنیم
1313
در کسب علم و عقل چو عطار این زمان
هم یک دو روز کار خرابات میکنیم

