غزل شمارهٔ 298
شاعر: عطار
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قافیہ: انبرداشتند
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1چون تتق از روی آن شمع جهان برداشتند
11
چون تتق از روی آن شمع جهان برداشتند
همچو پروانه جهانی دل ز جان برداشتند
22
چهرهای دیدند جانبازان که جان درباختند
بهرهای گویی ز عمر جاودان برداشتند
33
چون سبکروحی او دیدند مخموران عشق
سر به سر بر روی او رطل گران برداشتند
44
جمله رویا روی و پشتا پشت و همدرد آمدند
نعره و فریاد از هفت آسمان برداشتند
55
چون دهان او بقدر ذرهای شد آشکار
هر نفس صد گنج پر گوهر از آن برداشتند
66
زلف او چون پردهٔ عشاق آمد زان خوش است
گر ز زلف او نوایی هر زمان برداشتند
77
جملهٔ ترکان ز شوق ابروی و مژگان او
نیک پی بردند اگر تیر و کمان برداشتند
88
در تعجب ماندهام تا عاشقان بی خبر
چون نشان نیست از میانش چون نشان برداشتند
99
وصف یک یک عضو او کردم ولیکن برکنار
چون رسیدم با میانش از میان برداشتند
1010
چون ز لعلش زندگی و آب حیوان یافتند
مردگان در خاک گورستان فغان برداشتند
1111
خازنان هشت جنت عاشق رویش شدند
در ثنای او چو سوسن ده زبان برداشتند
1212
چون تخلص را درآمد وقت جشنی ساختند
جام بر یاد خداوند جهان برداشتند
1313
چون خداوند جهان عطار خود را بنده خواند
خازنان خلد دست درفشان برداشتند

