غزل شمارهٔ 102
Toggle stanza 1ای دلشده دلربای من کیست
11
ای دلشده دلربای من کیست
از جای شدم به جای من کیست
22
بیگانه شدم ز هر دو عالم
واگه نه که آشنای من کیست
33
ره گم کردم درین بیابان
کو رهبر و رهنمای من کیست
44
جان میکاهم درین ره دور
پیک ره جانفزای من کیست
55
صد بار بریختند خونم
در عهدهٔ خونبهای من کیست
66
هر دم گرهی عظیم افتد
در پرده گرهگشای من کیست
77
صد کار فتاده هر کسی را
غمخوارهٔ من برای من کیست
88
محرومم ازین طلب که دارم
مطلوب حرمسرای من کیست
99
گر من سجلی کنم درین کار
جز زردی رخ گوای من کیست
1010
بر گفت فرید ماجرایی
اشنودهٔ ماجرای من کیست

