Toggle stanza 1
گر فلک دیده بر آن چهرهٔ زیبا فکند
1
گر فلک دیده بر آن چهرهٔ زیبا فکند
ماه را موی کشان کرده به صحرا فکند
2
هر شبی زان بگشاید فلک این چندین چشم
بو که یک چشم بر آن طلعت زیبا فکند
3
همچو پروانه به نظارهٔ او شمع سپهر
پر زنان خویش برین گلشن خضرا فکند
4
خاک او زان شده‌ام تا چو میی نوش کند
جرعه‌ای بوی لبش یافته بر ما فکند
5
چون دل سوخته اندر سر زلفش بستم
هر دم از دست بیندازد و در پا فکند
6
زلف در پای چرا می‌فکند زانکه کمند
شرط آن است که از زیر به بالا فکند
7
غمش از صومعه عطار جگر سوخته را
هر نفس نعره‌زنان بر سر غوغا فکند

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور