غزل شمارهٔ 748
Toggle stanza 1ای صد هزار عاشقت از فرق تا به پای
11
ای صد هزار عاشقت از فرق تا به پای
پنهان ز عاشقانت رویی به من نمای
22
آب رخم مبر ز دو جادوی پر فریب
قوت دلم بده ز دو یاقوت جانفزای
33
اندر هوای روی تو ای آفتاب حسن
تا کی زنم چو ذرهٔ سرگشته دست و پای
44
چون سایهای فرو شدم از عشق تو به خاک
ای آفتاب جان من از قعر جان برآی
55
بر کارم اوفتاد ز زلف تو صد گره
بگشای کارم از سر زلف گرهگشای
66
بردی دلم به زلف و دلم بوی میبرد
از حلقههای آن شکن زلف دلربای
77
دور از رخ تو زلف تو در غارت دلم
بر روی اوفتاد و شکن یافت چند جای
88
عطار رفت و دل به تو بگذاشت و خاک شد
تا روز حشر باز ستاند ز تو جزای
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

