غزل شمارهٔ 200
Toggle stanza 1بس نظر تیز که تقدیر کرد
11
بس نظر تیز که تقدیر کرد
تا رخ زیبای تو تصویر کرد
22
روی تو عقلم صدف عشق ساخت
چشم تو جانم هدف تیر کرد
33
نرگس جادوت دل از من ربود
گفت که این جادوی کشمیر کرد
44
جادوی کشمیر نیارد همی
پیش تو یک مسئله تقریر کرد
55
زلف تو باز این دل دیوانه را
حلقه درافکند و به زنجیر کرد
66
هر که سر زلف تو در خواب دید
کافریش عشق تو تعبیر کرد
77
با سر زلف تو همه هیچ بود
هرچه دلم حیله و تدبیر کرد
88
کفر از آن خاست که در کاینات
کوکبهٔ زلف تو تأثیر کرد
99
زلف تو اسلام برافکنده بود
لیک نکو کرد که تاخیر کرد
1010
مرغ دلم تا که زبون تو شد
قصد بدو عشق زبون گیر کرد
1111
در ره عشق تو دلم جان بداد
تا جگر سوخته توفیر کرد
1212
نالهٔ شبگیر من از حد گذشت
چند توان نالهٔ شبگیر کرد
1313
کس بنداند که دل عاشقم
در ره عشق تو چه تقصیر کرد
1414
لاجرم اکنون چو به دام اوفتاد
دانهٔ جان در سر تشویر کرد
1515
بر دل عطار ببخشای از آنک
روز جوانیش غمت پیر کرد

