Toggle stanza 1
دامن دل از تو در خون می‌کشم
1
دامن دل از تو در خون می‌کشم
ننگری ای دوست تا چون می‌کشم
2
از رگ جان هر شبی در هجر تو
سوی چشم خونفشان خون می‌کشم
3
گرچه چون کاهی شدم از دست هجر
بار غم از کوه افزون می‌کشم
4
دور از روی تو هر دم بی تو من
محنت و رنج دگرگون می‌کشم
5
آن همه خود هیچ بود و درگذشت
درد و غم این است کاکنون می‌کشم
6
من که عطارم یقین می‌باشدم
کین بلا از دور گردون می‌کشم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور