Toggle stanza 1
جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم
1
جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم
خون دلم چه ریزی چون دل دگر ندارم
2
در زاری و نزاری چون زیر چنگ زارم
زاری مرا تمام است چون زور و زر ندارم
3
روزی گرم بخوانی از بس که شاد گردم
گر ره بود بر آتش بیم خطر ندارم
4
گر پرده‌های عالم در پیش چشم داری
گر چشم دارم آخر چشم از تو بر ندارم
5
در پیش بارگاهت از دور بازماندم
کز بیم دور باشت روی گذر ندارم
6
نه نه تو شمع جانی پروانهٔ توام من
زان با تو پر زنم من کز تو خبر ندارم
7
عالم پر است از تو غایب منم ز غفلت
تو حاضری ولیکن من آن نظر ندارم
8
عطار در هوایت پر سوخت از غم تو
پرواز چون نمایم چون هیچ پر ندارم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور