غزل شمارهٔ 37
شاعر: عطار
Toggle stanza 1تو را در ره خراباتی خراب است
11
تو را در ره خراباتی خراب است
گر آنجا خانهای گیری صواب است
22
بگیر آن خانه تا ظاهر ببینی
که خلق عالم و عالم سراب است
33
در آن خانه تو را یکسان نماید
جهانی گر پر آتش گر پر آب است
44
خراباتی است بیرون از دو عالم
دو عالم در بر آن همچو خواب است
55
ببین کز بوی درد آن خرابات
فلک را روز و شب چندین شتاب است
66
به آسانی نیابی سر این کار
که کاری سخت و سرّی تنگ یاب است
77
به عقل این راه مسپر کاندرین راه
جهانی عقل چون خر در خلاب است
88
مثال تو درین کنج خرابات
مثال سایهای در آفتاب است
99
چگونه شرح آن گویم که جانم
ز عشق این سخن مست و خراب است
1010
اگر پرسی ز سر این سؤالی
چه گویم من که خاموشی جواب است
1111
برای جست و جوی این حقیقت
هزاران حلق در دام طناب است
1212
ز درد این سخن پیران ره را
محاسنها به خون دل خضاب است
1313
جوانمردان دین را زین مصیبت
جگرها تشنه و دلها کباب است
1414
ز شرح این سخن وز خجلت خویش
دل عطار در صد اضطراب است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ببستی چشم یعنی وقت خواب است
نه خوابست آن حریفان را جواب است
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 337
کجا میل کبابم در شراب است؟
بط می هم شراب و هم کباب است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2234
عقاب دوربین جوئینه را گفت
نگاهم آنچه می بیند سراب است
علامہ اقبالپیام مشرقافکاربخش 20 - حقیقت
تراش از تیشهٔ خود جادهٔ خویش
براه دیگران رفتن عذاب است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 103
دلا رمز حیات از غنچه دریاب
حقیقت در مجازش بی حجاب است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 108
بساطم خالی از مرغ کباب است
نه در جامم می آئینه تاب است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 157

