غزل شمارهٔ 129
Toggle stanza 1تا گل از ابر آب حیوان یافت
11
تا گل از ابر آب حیوان یافت
گرد خود صد هزار دستان یافت
22
زره ابر گشت پیکان باز
جوشن آب زخم پیکان یافت
33
گل خندان چو برفکند نقاب
ابر را زار زار گریان یافت
44
چون صبا چاک کرد دامن گل
نافهٔ مشک در گریبان یافت
55
ای نگاری که هر که دید رخت
از رخ جانفزای تو جان یافت
66
به دل و جان تو را که جان و دلی
هر که فرمان ببرد فرمان یافت
77
می گلرنگ خور به موسم گل
که گل تازهروی باران یافت
88
میخور و شاد زی که خوشتر ازین
یک نفس در دو کون نتوان یافت
99
می به عطار ده به سرخی لعل
که زمی جان چو در درخشان یافت

