Toggle stanza 1
خال مشکین بر گلستان می زنی
1

خال مشکین بر گلستان می زنی

دل همی سوزی و بر جان می زنی

2

بر بیاض برگ گل عمر مرا

هر زمان فال دگرسان می زنی

3

صید خواهی کرد دلها را به زلف

زلف را بر یکدگر زان می زنی

4

زان دو لعل آتشین آبدار

آتش اندر آب حیوان می زنی

5

از لبت یک بوسه نتوان زد به تیر

کز سر کین تیر مژگان می زنی

6

گفته‌ای ایمانت را راهی زنم

چون بکشتی الحق آسان می زنی

7

در تو پیمان نیست صد عاشق بمرد

تا تو رای عهد و پیمان می زنی

8

دامن اندر خون زند عطار زانک

تو نفس با او ز هجران می زنی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور