غزل شمارهٔ 127
Toggle stanza 1ای دلم مست چشمهٔ نوشت
11
ای دلم مست چشمهٔ نوشت
در خطم از خطِ سیهپوشت
22
باد سرسبزی خطت که به لطف
سر برون زد ز چشمهٔ نوشت
33
حلقه در گوش کرد خلقی را
حلقهٔ زلف بر بناگوشت
44
همچو من صد هزار سرگشته
حلقهدرگوشِ حلقهٔ گوشت
55
گشت معلوم ِ من که جان نبُرد
دلم از طرهٔ سیهپوشت
66
تو به جان و دلت ، جفاکوشی
من به جان و دلم وفاکوشت
77
عشوه مفروش زانکه من پس ازین
نخرم نیز خواب خرگوشت
88
یاد کن از کسی که در همه عمر
نکند لحظهای فراموشت
99
مست از آنم چنین که در بر خویش
مست در خواب دیدهام دوشت
1010
بو که تعبیر خوابم آن باشد
که شوم امشبی همآغوشت
1111
دل عطار، بادهناخورده
تا قیامت بمانده مدهوشت
زمین

