Toggle stanza 1
ای بی نشان محض نشان از که جویمت
1
ای بی نشان محض نشان از که جویمت
گم گشت در تو هر دو جهان از که جویمت
2
تو گم نه‌ای و گمشدهٔ تو منم ولیک
نایافت یافت می‌نتوان ، از که جویمت
3
دل در فنای وحدت و جان در بقای صرف
من گمشده درین دو میان از که جویمت
4
پیدا بسی بجستمت اما نیافتم
اکنون مرا بگو که نهان از که جویمت
5
چون در رهت یقین و گمانی همی رود
ای برتر از یقین و گمان از که جویمت
6
در بحر بی نهایت عشقت چو قطره‌ای
گم شد نشانِ من ،  به نشان از که جویمت
7
تا بو ، که بویی از تو بیابد ، دلم چو جان
بیرون شد از زمان و مکان از که جویمت
8
در جست و جوی تو دلم از پرده اوفتاد
ای در درون پردهٔ جان از که جویمت
9
عطار اگرچه یافت به عین یقین تورا
ای بس عیان به عین عیان از که جویمت

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور