Toggle stanza 1
اکنون که نشانهٔ ملامیم
1
اکنون که نشانهٔ ملامیم
وانگشت نمای خاص و عامیم
2
تا کی سر نام و ننگ داریم
زیرا که نه مرد ننگ و نامیم
3
در شهر ندا زنیم و گوییم
معشوقهٔ خویش را غلامیم
4
هم نام به باد داده هم ننگ
واندر طلب نشان و نامیم
5
لیکن شب و روز در خرابات
با رود وسرود و نقل و جامیم
6
واجب نبود نگار دیدن
زیرا که به کار ناتمامیم
7
دیوانه نه‌ایم حاش‌لله
با عقل و هدایت تمامیم
8
نیکوست وصال یار با فال
زیرا که درین چنین مقامیم
9
عطار وجود خود برون نه
چون دانستی که ناتمامیم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور