غزل شمارهٔ 483
Toggle stanza 1عزم عشق دلستانی داشتم
11
عزم عشق دلستانی داشتم
وقف کردم نیم جانی داشتم
22
صد هزاران سود کردم در دو کون
گر ز عشق تو زیانی داشتم
33
چون شدم با عشق رویش همنفس
هر نفس تازه جهانی داشتم
44
در صفات روی چون خورشید او
سر مگر بر آسمانی داشتم
55
لیک چون رویش بدیدم ذرهای
گنگ گشتم گر زبانی داشتم
66
مدتی پنداشتم کز وصل او
یا نصیبی یا نشانی داشتم
77
چون نگه کردم همه پندار بود
یا خیالی یا گمانی داشتم
88
با سر هر موی زلفش تا ابد
سرگذشت و داستانی داشتم
99
لیک دل پرغصه رفتم زیر خاک
قصهٔ دل چون نهانی داشتم
1010
خواستم تا راز خود پنهان کنم
هر سرشکی ترجمانی داشتم
1111
چون ندیدم خویش را در خورد او
این مصیبت هر زمانی داشتم
1212
موج میزد درد و زاری چون رباب
گر رگی بر استخوانی داشتم
1313
بر تن عطار هر مویی که بود
در خروشی و فغانی داشتم

