غزل شمارهٔ 463
Toggle stanza 1خط مکش در وفا کزآن توام
11
خط مکش در وفا کزآن توام
فتنهٔ خط دلستان توام
22
بی تو با چشم خون فشان همه شب
در غم لعل درفشان توام
33
از دهانت چو گوش را خبر است
من چرا چشم بر دهان توام
44
از تو تا برکنار ماند دلم
بی تو چون موی از میان توام
55
نیم جان داشتم غم تو بسوخت
گر کنون زندهام به جان توام
66
روی خود ز آستین مپوش که من
روی بر خاک آستان توام
77
می ندانم من سبکدل هیچ
تا چرا رایگان گران توام
88
کینهگیری ز من نکو نبود
چون تو دانی که مهربان توام
99
چون زنم در هوای تو پر و بال
که نه من مرغ آشیان توام
1010
همچو عطار مانده باده به دست
کمترین سگ ز چاکران توام

