بخش 14 - آوردن باز بلبل را و خدمت نمودن او و مدح سلیمان گفتن و عذر آوردن او
Toggle stanza 1چو باز آمد به درگاه سلیمان
11
چو باز آمد به درگاه سلیمان
صف اندر صف کشیده جمله مرغان
22
سر خود بر زمین بنهاد بلبل
کمر بسته زبان بگشاد بلبل
33
سپاس پادشه کرد و دعا گفت
سلیمان را بسی مدح و ثنا گفت
44
تو آن شاهی که مار و مور و انسان
دد و دام و پری داری به فرمان
55
ترا زیبد به عالم پادشاهی
که زیر حکم داری مرغ و ماهی
66
نباشد از تو بهتر شهریاری
کریمی تاجبخش تختداری
77
رسول پادشاه بیزوالی
به همّت برتر از نقص و کمالی
88
ز کویت تا گل بیخار روید
چو فراشان صبا خاشاک روید
99
تورا کام و مرادت حاصل آمد
دلت از نور عزت کامل آمد
1010
تویی مطلوب هر جا طالبی هست
دلت از سرّ معنی گشته سرمست
1111
از آن از خدمتت دوری گزیدم
که خود را لایق خدمت ندیدم
1212
اگر عمرم دهد یزدان ازین پس
غلام حضرتت باشم از این پس
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

