بخش 12 - الحکایه و التمثیل
Toggle stanza 1حکایت کرد ما را نیک خواهی
11
حکایت کرد ما را نیک خواهی
که در راه بیابان بود چاهی
22
از آن چه آب میجستم که ناگاه
فتاد انگشتری از دست در چاه
33
فرستادم یکی را زیر چه سار
که چندانی که بینی زیر چه بار
44
همه در دلو کن تا برکشم من
بود کانگشتری بر سر، کشم من
55
کشیدم چند دلو بار از چاه
فراوان بار جستم بر سر راه
66
یکی سنگ سیه دیدم در آن خاک
چو گویی شکل او بس روشن و پاک
77
برافکندم که تا سنگی گران هست
ز دستم بر زمین افتاد وبشکست
88
دو نیمه گشت و کرمی از میانش
برآمد سبز برگی در دهانش
99
زهی منعم که در پروردگاری
میان سنگ کرمی را بداری
1010
بچاه تیره در راه بیابان
میان سنگ کرمی را نگه بان
1111
حریصا لطف رزاقی او بین
عطا و نعمت باقی او بین
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

