بخش 52 - فصل فی ذکر القلب والتخلص فی العقل
Toggle stanza 1اندرین ملک پادشاه، دلست
11
اندرین ملک پادشاه، دلست
در ره سدره بارگاه دلست
22
کالبد هیچ نیست عین، دلست
ساکن «بین اصبعین» دلست
33
قابل نقش کفر و دین است او
تختهٔ مشق مهر وکین است او
44
قصه جام جم بسی شنوی
واندر آن بیش وکم بسی شنوی
55
به یقین دانکهجامجمدلتوست
مستقر نشاط و غم دل توست
66
گر تمنا کنی جهان دیدن
جمله اشیا در او توان دیدن
77
چشم سر نقش آب وگل بیند
آنچه سر است چشم دل بیند
88
تا زدل زنگ حرص نزدایی
دیدهٔ سر تو بازنگشایی
99
دیدهٔ دل نخست بیناکن
پس تماشای جمله اشیاکن
1010
چون نشد دیدهٔ دلت بینا
اندرین هفت گنبد مینا،
1111
توچهدانی برون زخرگه چیست؟
فاعلهفت چرخاخضرکیست؟
1212
هر چه دارد وجود او امکان
علوی و سفلی و زمان و مکان
1313
هر چه بیرون درون خرگاهست
صانع و نقشبندش الله است
1414
در ازل گر به نفس هست انشا
جوهر و جسم و صورت و معنا
Sources
Persian text source: Ganjoor

