بخش 31 - من عرف نفسه فقد عرف ربه
Toggle stanza 1بگذر از وهم و این سخن بگذار
11
بگذر از وهم و این سخن بگذار
کی بود وهم مدرک اسرار
22
دل تواند یکی مطالعه کرد
لوح اسرار قرب مبدع فرد
33
هر چه عین کمال معرفت است
خاص دلراستکاینبهینصفتاست
44
دل چو در عالم بشر باشد
زان معانیش کی خبر باشد
55
تا مکاشف نگشت نتواند
که از آن نقطهای فرو خواند
66
تا مجرد نشد زفعل ذمیم
حق خطابش نکرد «قلب سلیم»
77
بشریت چو از تو دور شود
آنچه عین دل است نور شود
88
چون شود کشف سر عالم غیب
زود معنی نهندت اندرجیب
99
چون بیابی حقیقت اخلاص
ره کنی قطع تا سرادق خاص
1010
بر بساط جلال بنشینی
آنچه بینی به چشم دل بینی
1111
گر تو خود را در آن جهان فکنی
فرش عزت برآسمان فکنی
Sources
Persian text source: Ganjoor

