Toggle stanza 1
علم داری عمل نه، دان که خری
1

علم داری عمل نه، دان که خری

بارِ گوهر بریّ و کاه خوری

2

استر ار هست بدرگ و ظالم

خر به‌ ای خواجه از چنین عالم

3

دانشت هست کار بستن کو

خنجرت هست صف شکستن کو

4

بوی از آن کوی خود نیابی از آن

کاین فلان مذهبست و آن بهمان

5

تو روان کرده از بَطَر قرقر

کان فلان ملحد آن فلان کافر

6

در نگر خواجه در گریبانت

تا به جا مانده است ایمانت

7

غم خود خور ز دیگران مندیش

توبرهٔ خویشتن بنه در پیش

8

این همه مظلمت چه باید بُرد

گر یقینی که می‌بباید مرد

Sources

Persian text source: Ganjoor