Toggle stanza 1
نه بپرسید از جحی حیزی
1

نه بپرسید از جحی حیزی

کز علیّ و عُمر بگو چیزی

2

گفت با وی جحی که اندُه چاشت

در دلم مهر و بغض کس نگذاشت

3

شره لقمه آن چنانم کرد

کز تعصّب شدم به یک ره فرد

4

مر مرا کار خورد و خفت آمد

با دلم اکل و شرب جفت آمد

5

هرکه او بیش خورد بیش رید

نه چو لقمان ز لقمه بیش زید

6

مرد با مال بی‌یقین باشد

سیر خورده گرسنه دین باشد

Sources

Persian text source: Ganjoor