Toggle stanza 1
حرص بگذار و ز آز دست بدار
1

حرص بگذار و ز آز دست بدار

حرص و آزست مایهٔ تیمار

2

حرص را ز آنکه قهر خواند اله

عاقل از وی بدان نساخت پناه

3

هرکه او حرص را امام کند

خواب و خور جملگی حرام کند

4

نقش رنگین و هیچ جان نه درو

خوان زرین و هیچ نان نه برو

5

حرص نقشیست هیچش اندر زیر

نکند هیچ هیچ کس را سیر

6

هرکه را دیو حرص مهمان بُرد

تو حقیقت شنو که گرسنه مرد

7

آز پر باد چون درو پیچی

کدخداییست خانه پر هیچی

8

هرکه او آز را متابع گشت

بگذشت از ثلاث و رابع گشت

9

به غروری ببرده خواب همه

نان نداده ببرده آب همه

10

خلق ازین گردخوان دیرینه

دیده سیلی و هیچ سیری نه

11

تا قیامت نخورده مهمانش

یک شکم نان سیر بر خوانش

12

این دو در دوزخ از درون تو باز

صورتش سوی عقل شهوت و آز

13

زین دو گر در فنا نپرهیزی

در بقا از درونشان خیزی

Sources

Persian text source: Ganjoor