بخش 16 - در نکوهش حرص گوید
Toggle stanza 1حرص بگذار و ز آز دست بدار
11
حرص بگذار و ز آز دست بدار
حرص و آزست مایهٔ تیمار
22
حرص را ز آنکه قهر خواند اله
عاقل از وی بدان نساخت پناه
33
هرکه او حرص را امام کند
خواب و خور جملگی حرام کند
44
نقش رنگین و هیچ جان نه درو
خوان زرین و هیچ نان نه برو
55
حرص نقشیست هیچش اندر زیر
نکند هیچ هیچ کس را سیر
66
هرکه را دیو حرص مهمان بُرد
تو حقیقت شنو که گرسنه مرد
77
آز پر باد چون درو پیچی
کدخداییست خانه پر هیچی
88
هرکه او آز را متابع گشت
بگذشت از ثلاث و رابع گشت
99
به غروری ببرده خواب همه
نان نداده ببرده آب همه
1010
خلق ازین گردخوان دیرینه
دیده سیلی و هیچ سیری نه
1111
تا قیامت نخورده مهمانش
یک شکم نان سیر بر خوانش
1212
این دو در دوزخ از درون تو باز
صورتش سوی عقل شهوت و آز
1313
زین دو گر در فنا نپرهیزی
در بقا از درونشان خیزی
Sources
Persian text source: Ganjoor

