بخش 65 - حکایت
Toggle stanza 1آن شنیدی که با سکندر راد
11
آن شنیدی که با سکندر راد
گفت در پیش مردمان استاد
22
کی شده فتنه بر جهانگیری
غافل از روز مرگ وز پیری
33
باز عمر تو چون کند پرواز
نبود با هیچ کس دمساز
44
هرکسی گوشهای دگر گیرد
ورچه شاهی به بنده نپذیرد
55
در جهان بهتر از کم آزاری
هیچ کاری تو تا نپنداری
66
عمر کرکس از آن بُوَد بسیار
که نبیند کسی از او آزار
77
تا از او جانور نیازارد
جز به مردار سر فرو نارد
88
باز اگر کبک را نکشتی زار
سال عمرش فزون شدی ز هزار
99
زانکه از کرکس او ضعیفترست
طعمه و جای او لطیفترست
1010
هرکه خون ریختن کند آغاز
زود میرد بسان باشه و باز
1111
چون نمودم در این سخن برهان
سخن آغاز کردم از نسیان
Sources
Persian text source: Ganjoor

