Toggle stanza 1
آن شنیدی که با سکندر راد
1

آن شنیدی که با سکندر راد

گفت در پیش مردمان استاد

2

کی شده فتنه بر جهانگیری

غافل از روز مرگ وز پیری

3

باز عمر تو چون کند پرواز

نبود با هیچ کس دمساز

4

هرکسی گوشه‌ای دگر گیرد

ورچه شاهی به بنده نپذیرد

5

در جهان بهتر از کم آزاری

هیچ کاری تو تا نپنداری

6

عمر کرکس از آن بُوَد بسیار

که نبیند کسی از او آزار

7

تا از او جانور نیازارد

جز به مردار سر فرو نارد

8

باز اگر کبک را نکشتی زار

سال عمرش فزون شدی ز هزار

9

زانکه از کرکس او ضعیف‌ترست

طعمه و جای او لطیف‌ترست

10

هرکه خون ریختن کند آغاز

زود میرد بسان باشه و باز

11

چون نمودم در این سخن برهان

سخن آغاز کردم از نسیان

Sources

Persian text source: Ganjoor