بخش 12 - در نکوهش این جهان
Toggle stanza 1اینکه اقلیم بیم و امیدست
11
اینکه اقلیم بیم و امیدست
خود یکی روزه راه خورشیدست
22
اینک امروز ربع مسکونست
قطرهای از هزار جیحونست
33
هیچ نادیده عالم معنی
معرفت را چرا کنی دعوی
44
تو ز طاوس پای دیدستی
نام اقلیمها شنیدستی
55
ز رزی دانهٔ عنب دیدی
مهرهٔ بوالعجب به شب دیدی
66
بازی روز و شب به انبازی
هست پیش تو همچو شب بازی
77
شیر گرمابه دیده از نقاش
باش تا شیر بیشه بینی باش
88
تو که این را چو جان نگه داری
گاه از آن عقل را بیازاری
99
نبود مر ترا بهی و مهی
با دلی پر ز حرص و دست تهی
1010
برکه خندند ساکنان اثیر
کز تو با گریه ماند گوز و پنیر
1111
گوز مر خرس حرص را بگذار
وین پنیر بدت به گربه سپار
1212
که اگر با تو دم زند هوست
کند از جور چرخ در قفست
Sources
Persian text source: Ganjoor

