بخش 76 - التمثیل فیالذی هو یُطعمنی و یَسقین
Toggle stanza 1باز را چون ز بیشه صید کنند
11
باز را چون ز بیشه صید کنند
گردن و هردو پاش قید کنند
22
هر دو چشمش سبک فرو دوزند
صید کردن ورا بیاموزند
33
خو ز اغیار و عاده باز کند
چشم از آن دیگران فراز کند
44
اندکی طعمه را شود راضی
یاد نارد ز طعمهٔ ماضی
55
باز دارش ز خود پیاده کند
گوشهٔ چشم او گشاده کند
66
تا همه بازدار را بیند
خلق بر بازدار نگزیند
77
زو ستاند همه طعام و شراب
نرود ساعتی بیاو در خواب
88
بعد آن برگشایدش یک چشم
در رضا بنگرد درو نه به خشم
99
از سرِِ رسم و عاده برخیزد
با دگر کس به طبع نامیزد
1010
بزم و دستِ ملوک را شاید
صیدگه را بدو بیاراید
1111
چون ریاضت نیافت وحشی ماند
هرکه دیدش ز پیش خویش براند
1212
بیریاضت نیافت کس مقصود
تا نسوزی ترا چه بید و چه عود
1313
فرخ آنکو همه طعام و شراب
از مسبّب ستد نه از اسباب
1414
رو ریاضتکش ارت باید باز
ورنه راه جحیم را میساز
1515
دیگران غافلند تو هُشدار
واندرین ره زبانت خامشدار
Sources
Persian text source: Ganjoor

