بخش 12 - اندر خویشان گوید فیمذمة الارقاب که: الاقارب عقارب، والاخ فخ، والعمّ غمّ، والخال وبال، والختن محن
Toggle stanza 1این گُره را که نام کردی خویش
11
این گُره را که نام کردی خویش
هریکی گزدمند با صد نیش
22
سرگران همچو پای در خوابند
پردهدر همچو تیز درآبند
33
از ره مرگ و جسک ماده و نر
آرزومند مرگ یکدیگر
44
از جفا زشت گوی یگدگرند
وز حسد عیب جوی یکدگرند
55
اهل علّت نه خویش یکدگرند
همچومهتاب خیش یکدگرند
66
در ضیاع و عقار خویشان را
بشناسی چو گرگ میشان را
77
گرچه ایشان اقاربند همه
در اقارب عقاربند همه
88
نیک گفت این سخن حکیم عرب
نبود خویش اهل ناز و طرب
99
این مثل را نگر نداری سست
که اقارب عقاربند دُرست
1010
خویش نزدیک همچو ریش بُوَد
بیش کاویش رنج بیش بُوَد
1111
همه لرزنده در عنا و عذاب
چون زر و سیم سفله بر سیماب
1212
آشکارا چو گربه بر سرِ خوان
زیر برتر چو موش در انبان
Sources
Persian text source: Ganjoor

